عماد مهاجر

+ مهلاً !!

جمعه 11 اسفند 1385 ساعت 7:26 عصر

مهلاً !!


بخش خبري «الف» در گزارشي به « آمارها وعلل مصرف الکل توسط جوانان » پرداخته است:


 http://www.alef.ir/content/view/6015/


اين يادداشتي براي نويسنده آ ن تحليل است:


نخست آنکه مراقب باشيد ، هنگام بررسي يک ناهنجاري اجتماعي ، کل جامعه به ويژه جوانان را هنجارشکن جلوه ندهيد (تيتر گزارش ، بسيار بد و منفي است).


 


به ويژه آنکه اخبار موثق حاکي از آن است که به رغم تلاش سازمان يافته دشمن براي ترويج اين گناه و منکر فردي اجتماعي در ميان ملت ما ، اکثريت قاطع  جامعه جوان و آگاه ما از اين امر مبرا و مطهرند .


 


مناسب است مقايسه اي بين  دوران پيش از انقلاب ، دوران پيش از جنگ و دوران جنگ و پس از آن صورت گيرد تا معلوم شود شتاب رشد اين منکر بزرگ در جامعه چگونه متوقف و منفي شده است.


 


مسئله اساسي آن است که مصرف کنندگان پيش از انقلاب  اين ماده نجس، يک سره از ايران نرفتند و البته همه هم توبه نکردند . بازماندگان ونسل هاي بعدي آنان که با اين ضد فرهنگ رشد کرده اند هنوز هستند و حواشي آنها نيز بايد در نظر گرفته شود. 



ديگر آنکه،  منظور شما از جمله زير ، گنگ و تامل برانگيز است:



"برخي از جوانان و حتي نوجوانان از مصرف مشروبات الکلي درجمع خانواده و به صورت مشترک ياد مي‌کنند. شايد يکي از دلايل آن، عکس‌العمل در قبال فشار ناشي از برخورد با مصرف‌کنندگان در ملاء‌عام و مکان‌هاي عمومي‌تراست."



در حالي که يکي از راه هاي مورد تاکيد شارع مقدس در برابر اين ناهنجاري ، برخورد علني با مظاهر علني آن است.



از طرفي شارع مقدس به شدت با اظهار و اعلان مراتب مخفي اين گناه مخالف است (منظور افشاگري فردي و اجتماعي نسبت به افراد مبتلا است).



راه حل هاي شما در کنار تعميق اعتقادات و به ويژه آرمان هاي الهي اسلامي بسيار سودمند خواهند بود.



 بهتر است در تحليل اين گونه موارد ، بادقت بيشتر و در جايگاه تخصصي تري وارد شويد.


 


نوشته شده توسط : عماد مهاجر

نظرات ديگران [ نظر]


+ پز عالي!

جمعه 11 اسفند 1385 ساعت 2:15 صبح

پز عالي!


يادداشتي به بهانه اظهارات ابراهيمي دبيرکل جامعه اسلامي  دانشجويان در باره قوه قضاييه و دولت


http://www.alef.ir/content/view/5975/ 


فقط يک سوال مي ماند و آنهم اين که چرا هر گروهي (از کارگزاران تا دوستان ما)که به قدرت مي رسد  عيب همه را مي بيند جز عيب گروه خود را ؟



چرا مطلق انگاري مي کنند؟



گروه مرتبط با دولت و گروه مرتبط با قوه قضاييه هر کدام فقط به عيوب ديگري مي پردازد و در مورد شخصيت هاي گروه خود مطلق انگاري مي کند، چرا؟



مطلق ، اسلام است و معيار آن هم در زمان غيبت ، رهبر و ولي فقيه، آن هم در نظارت خبرگان.



جالب اين است که همه اين ها که گروه و شخصيت مربوط به گروه خود را اين گونه تطهير مي کنند ، براي همرنگي با جماعت روشنفکرنمايان وابسته،  از نقد رهبري سخن مي گويند!



امان از تحزّب ، به ويژه تحزّبي که با پز نفي احزاب همراه است.



 


نوشته شده توسط : عماد مهاجر

نظرات ديگران [ نظر]


+ داد دادگستري را که از اين بيدادگران ستاند؟

سه‏شنبه 8 اسفند 1385 ساعت 10:42 عصر










داد دادگستري را که از اين بيدادگران ستاند؟


۰۸ اسفند ۱۳۸۵

احضار مرتضي حيدري و کامران نجف زاده به اتهام افترا عليه مسئولان قوه قضائيه منتفي شد.
به گزارش "الف"، در پي پخش يک گزارش و يک ميزگرد تلويزيوني که در آن مسئولان دستگاه قضائي تلويحا به همدستي با شهرام جزايري متهم شده بودند، روز گذشته برگه احضاريه قضايي کامران نجف زاده و مرتضي حيدري مجريان اين دو برنامه صادر شد، اما با دخالت مقامات ارشد قوه قضائيه، احضار اين دو مجري مشهور صدا و سيما فعلا منتفي شده است.

پس از فرار شهرام جزايري از دست ماموران قوه قضائيه، افکار عمومي، برخي رسانه ها و گروه هاي سياسي و دانشجويي، به دليل طولاني شدن محاکمه جزايري، پنهانکاري برخي ابعاد اين پرونده و سرانجام فرار مشکوک وي به شدت از قوه قضائيه گلايه مي کنند. در اين ميان لحن برخي نوشته هاي مطبوعاتي و برنامه هاي پخش شده از راديو و تلويزيون به گونه اي است که مسئولان قوه قضائيه را تلويحا به همدستي با شهرام جزايري و فراري دادن وي متهم مي کنند.

از قوه قضائيه خبر مي رسد برخي از مسئولان دستگاه قضائي از ميزگرد پخش شده در چهارشبنه گذشته با اجراي مرتضي حيدري و با حضور آقايان دهقان و قرباني (نمايندگان و اعضاء کميسيون قضائي - حقوقي مجلس) به شدت گلايه دارند و معتقدند، مرتضي حيدري، مجري اين برنامه بايد به اتهام افتري و نسبت دروغ به مقامات قضائيي تحت تعقيب قرار گيرد. در برنامه يادشده که نماينده قوه قضائيه علي رغم دعوت قبلي حضور نيافت، مرتضي حيدري تلويحا و با لحن کنايه آميزي، مسئولان قوه قضائيه را به همدستي با شهرام جزايري متهم کرده بود.

برخي مسئولان قوه قضائيه همچنين از کنايه ها و متلک هاي تند کامران نجف زاده، مجري موفق و پرطرفدار برنامه 20:30 در اعلام خبر مربوط به فرار جزايري نيز بسيار ناراحت هستند و آنرا مصداق افترا مي دانند.

 

 نظريه:


اقدام شجاعانه و مسوولانه تعقيب اين دو جرثومه دروغ و ناآگاهي  را به همه دست اندرکاران قوه قضاييه در تهران به ويژه دادستان محترم،کاردان، وظيفه شناس، پاک، جسور، باهوش،دقيق ، سريع و عادل تهران تبريک مي گويم و از اين که مقامات عالي قضايي قدر اين مسوولان قضايي تهران را نمي دانند و جلوي اجراي حکمي که آنها صادرر کرده اند را مي گيرند متاسفم.


در ضمن شهرام فرار کرد که کرد، يکي ديگر برايمان مي گيرند.


با تشکر


خانواده مجمع الجزايري در دوردست!


 


 


نوشته شده توسط : عماد مهاجر

نظرات ديگران [ نظر]


+ غيرت استقلالي، استعفاي قضايي!

سه‏شنبه 8 اسفند 1385 ساعت 2:3 عصر

غيرت استقلالي، استعفاي قضايي!


در باب فرار کردن ( يا دادن چه فرقي مي کنه، نتيجه همين است که هست) شهرام جزايري ،مختصر و مفيد ، بايد گفت:


مسوولان قضايي تهران اگر به اندازه مسوولان باشگاه استقلال ، فهم و شعور و غيرت وطني دارند (دارند؟)، بايد استعفا دهند .


جاي دکتر عباسي (باهمه پرت و پلاهايي که مي گفت ) اين بار واقعا خالي است.


العاقل يکفيه الاشاره!


نوشته شده توسط : عماد مهاجر

نظرات ديگران [ نظر]


+ بار کج ، بازتاب کج!

يکشنبه 6 اسفند 1385 ساعت 7:59 عصر

بار کج ، بازتاب کج!


بازتاب فيلتر است.


متن زير خبري است که در بازتاب آمده بود و عينا در اين جا آوردم ،البته به همراه پيامي که برايشان نوشته ام.


 


ديدار مسئولان «بازتاب» با دبير مجمع تشخيص





سايت «بازتاب» به عنوان نخستين پايگاه اينترنتي در سال 1382 تقاضاي رسمي صدور مجوز قانوني را به مسئولان وقت وزارت ارشاد ارائه کرد که به دليل نبودن قانوني در اين زمينه، تاکنون اقدامي انجام نشده است.










۶ اسفند ۱۳۸۵ - بعد از ظهر ۱۸:۸ تعداد بازديد: 546 کد خبر: ۶۱۵۶۵



هيات امنا، شوراي سياست‌گذاري و مديرمسئول سايت «بازتاب» در ديدار با دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام، ضمن ارائه گزارشي از اقدامات انجام شده براي رفع انسداد سايت «بازتاب»، نسبت به آن‌چه «رويه بي‌سابقه و غيرقانوني برخورد با رسانه‌ها» ناميده‌اند، اعتراض کردند.

به گزارش ايسنا، در اين ديدار، مسئولان سايت «بازتاب»، با اشاره به اظهارات وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي در کميسيون فرهنگي مجلس، اظهار داشتند: مسئولان و وزير محترم فرهنگ و ارشاد اسلامي، در حالي بيان مي‌دارند که مسئولان سايت «بازتاب»، ناشناخته هستند که در چند سال گذشته، ارتباط مستمر با مسئولان اين وزارت و ديگر وزارتخانه‌ها و دستگاه‌ها وجود داشته است؛ به گونه‌اي که مسئولان «بازتاب»، علاوه بر ارتباطات مداوم با دستگاه قضايي، با بسياري از دستگاه‌هاي دولتي از جمله وزارت ارشاد در دوره گذشته و کنوني نيز ارتباط مکاتبه‌اي، تلفني و حضوري در سطح وزير ارشاد و معاونان و مديران وي داشته‌اند.

سايت «بازتاب» نه تنها مخالف قانونمند کردن پايگاه‌هاي اطلاع‌رساني اينترنتي نيست، بلکه به عنوان نخستين پايگاه اينترنتي در سال 1382 تقاضاي رسمي صدور مجوز قانوني را به مسئولان وقت وزارت ارشاد ارائه کرد که به دليل نبودن قانوني در اين زمينه، تاکنون اقدامي انجام نشده است.

مديرمسئول «بازتاب» نيز در اين جلسه ابراز عقيده کرده است: مناسب‌تر آن بود که هيات دولت، به جاي تصويب آيين‌نامه‌اي که داراي تناقضات و خدشه‌هاي متعدد حقوقي و قانوني است، لايحه قانونمند کردن پايگاه‌هاي اينترنتي را براي تصويب به مجلس شوراي اسلامي ارائه و يا پايگاه‌هاي اينترنتي را در چارچوب خبرگزاري‌هاي غيردولتي ـ که هم‌اکنون لايحه آن در دستور کار مجلس قرار دارد ـ ملحوظ مي‌کرد. سايت «بازتاب» همچنان براي گرفتن مجوز قانوني در چارچوب قانون اساسي و قوانين رسمي کشور، آمادگي دارد.


*********************
خودتانيد برادران , خودتانيد!



اگر راست مي گوييد( که نمي گوييد) به جاي ضماير مجهول , نام افراد را مي نوشتيد و به جاي نقل از ايسنا خودتان منبع مي شديد!



دست از اين بازيها برداريد !



ما که مي دانيم از کجا و چگونه و براي چه تامين مالي و سياسي مي شويد.



يک زماني چند آدم حسابي در ميان شما بود که همه را پرانديد .


حالا شماييد و ...


مي نويسيد که امريکا و اسراييل دشمن شماهستند ، با وجود  چند دشمن مثل شما براي امريکا در ايران ديگر نيازي به سفارت امريکا نيست !!



يادتان باشد بار کج به منزل نمي رسد چه رسد به بازتاب کج!


 


نوشته شده توسط : عماد مهاجر

نظرات ديگران [ نظر]


+ گيج و مات ، مثل حسين درخشان !

شنبه 5 اسفند 1385 ساعت 9:41 عصر

گيج و مات ، مثل حسين درخشان !


آقاي درخشان در «سردبير خودم» وضع ايران را در شرف جنگ با امريکا توصيف کرده و نوشته است:


اگر جنگ شود برمي گردم و مي جنگم !


در ضمن سگ آقاي خامنه اي را هم بر بوش و بلر ترجيح داده است!


البته ايشان آدم بسيار ساده لوحي است .هر چقدر برخي خارج نشينان و داخل ماندگان ،پيچيده تشريف دارند‍ آقاي درخشان ساده و هالو است.


قطعا او نمي فهمد اين هوچي گري جهاني امريکا برضد ما که ((آي ما حمله مي کنيم )) يک بلوف و هوارکشي سياسي است براي ترساندن، همين.


او نمي فهمد ،چون در ايران نماند و در امنيت الهي و ولايي ما روزگار نگذراند و نمي گذراند.


او نخواهد فهميد ، چون محاط و مرعوب همان تبليغات امريکاييست و اينبار خود هم ندانسته و بي جيره و مواجب در همان فضاي دروغين و خيالي تلاش مي کند و مي نويسد.


جالب آنکه خطاب به خوانندگان نوشته بود ، چون پايگاه من در ايران بسته است متن آن را در وبلاگ هايتان بگذاريد.


نوشته او اگر چه در ظاهر به معناي غيرت وطني اوست اما در واقع به معناي حتمي دانستن حمله امريکا به ايران است.


حسين درخشان (که بعيد مي دانم آنقدر بفهمد که بتواند با دغلبازي آن متن را بنويسد تا به خوانندگان بقبولاند که حمله امريکا حتمي است) اين بار در بازي تبليغاتي امريکا مات شده است.


خيال نکنيد کسي در امريکا او را توبيخ خواهد کرد که چرا بوش را از سگ رهبر ايران کمتر دانسته اي ، بلکه او تشويق هم خواهد شد، چرا که دقيقا خط هوچيگران کاخ سفيد را ترويج و تبليغ  کرده است.


حسين درخشان عرق خور و بي نماز (البته آنطور که خودش علنا و مکتوب، ادعا کرده است) به خاطر همين دوري از حق و حقيقت ، فعلا دچار تيه و سرگرداني و البته ناامني درون و برون است .


نترس جانم! خبري نيست چند تا ناو و تفنگدار کذايي که اين حرف ها را ندارد . امن و امان است . اگر آن جا هم امنيت نداشتي بيا اينجا، توبه کن ، امنيتش بيشتر است


إِذْ جَعَلَ الَّذينَ کَفَرُوا في‏ قُلُوبِهِمُ الْحَمِيَّةَ حَمِيَّةَ الْجاهِلِيَّةِ فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَکينَتَهُ عَلى‏ رَسُولِهِ وَ عَلَى الْمُؤْمِنينَ وَ أَلْزَمَهُمْ کَلِمَةَ التَّقْوى‏ وَ کانُوا أَحَقَّ بِها وَ أَهْلَها وَ کانَ اللَّهُ بِکُلِّ شَيْ‏ءٍ عَليما (26-فتح)


آن گاه که کافران تصميم گرفتند که دل به تعصب، تعصب جاهلى سپارند، خدا نيز آرامش خود را بر دل پيامبرش و مؤمنان فرو فرستاد و به تقوى الزامشان کرد که آنان به تقوى سزاوارتر و شايسته‏تر بودند و خدا بر هر چيزى داناست‏


 


نوشته شده توسط : عماد مهاجر

نظرات ديگران [ نظر]


+ خوارج و طالبان، پوستين وارونه

شنبه 28 بهمن 1385 ساعت 5:7 عصر

خوارج و طالبان، پوستين وارونه


دوستي برايم پيغام گذاشته بود


http://www.alef.ir/content/view/5054/


((آقاي عماد مهاجري تويي که از آويني دم مي زني مي داني همين به اصطلاح حزب الهي ها چه خوني به جگر آقا مرتضي کردند -بهتر است سري به روزنامه کيهان آن زمان بزني يا با سيد محمد آويني صحبت کني و يا فيلم مرتضي و ما رابيبني -شهريار زرشناس هم چيز هايي مي داند اگر واقعيت را بگويد -بهتره از جواد طوسي بپرسي که ... سر چاپ کتاب هيچکاک چه بر سر آقا مرتضي آوردند -....ببين انصار آن زمان ببين لاريجاني که وزير ارشار وقت بود چه کردندجري تويي که از آويني دم مي زني مي داني همين به اصطلاح حزب الهي ها چه خوني به جگر آقا مرتضي کردند -بهتر است سري به روزنامه کيهان آن زمان بزني يا با سيد محمد آويني صحبت کني و يا فيلم مرتضي و ما رابيبني -شهريار زرشناس هم چيز هايي مي داند اگر واقعيت را بگويد -بهتره از جواد طوسي بپرسي که ... سر چاپ کتاب هيچکاک چه بر سر آقا مرتضي آوردند -....ببين انصار آن زمان ببين لاريجاني که وزير ارشار وقت بود چه کردند))


  سوال اساسي من هم همين است:



چه جرياني سعي مي کرد با ارائه اطلاعات و تحليل غلط( تحليل هايي بر خلاف نظرات صريح رهبر) بچه هاي ارزشي و حزب اللهي را به سمت خشونت و برخورد با روشنفکران متعهد سوق دهد؟
چه کساني به جاي جلب توجه بچه هاي حزب اللهي به نهادينه شدن رانت خواري و برآمدن طبقه مطرفين جديد از دل نظام (تعبير آقا) همه را به بدبيني نسبت به هنرمندان و فرهنگيان متعهدي مثل آويني ، حسن حسيني و ... سوق مي داددند؟
هدف چه بود؟
چه کساني مي خواستند پوستين وارونه خوارج و طالبان را برقامت رشيد حزب الله بچسبانند تا مطبوعات مزدورشان و رسانه هاي بيگانه به نام نفي خشونت به جنگ حزب اللهي ها و ارزشي ها بروند؟
اگر تدبير آقا در حمايت از جريان روشنفکري متعهد و همچنين سوق دادن شاکله متدين و متعبد حزب الله به سوي نوسازي معنوي نبود، آنها که فارق از تحليل و تبيين رهبري، هميشه به نام ارزش گرايي حرف خود را مي زدند و کار خود را مي کردند با بي تقوايي پنجه بر رخسار همه مي کشيدند، امروز سردمدار توبه و بازگشت و روشنفکري به اصطلاح طالبان و خوارج مي شدند!
اما رهبري آقا و تعبد بچه حزب اللهي هاي اصيل و حقيقي از ايشان باعث شد آن فتنه بخوابد و فتنه گران به جايي نرسند و پازلي که طراحي کرده بودند ناتمام بماند.
امروز هم بچه هاي ارزشي سرباز آقا هستند ولي ديگر تحليل هاي من درآوردي افراد منافق و دورو آنها را جابجا نمي کند.
روشنفکري متعهد در ميان آنها مي جوشد و رشد مي کند .آنها اگر اشتباه هم مي کنند  باز در مسير درست خود ، انرا اصلاح مي کنند .
اما منافقان چهره عوض مي کنند و هر روز حيله اي به کار مي بندند.
... 


نوشته شده توسط : عماد مهاجر

نظرات ديگران [ نظر]


+ شما ده نمکي هستيد!

شنبه 28 بهمن 1385 ساعت 1:10 صبح

http://dehnamaki.blogfa.com/


آقاي ده نمکي!


شما هنرمنديد .شکي نيست!
اثر شما در مخاطب موثر بود و بسيار موثر .شکي نيست.
اما شما ده نمکي هستيد!ده نمکي سال 68 و 69 و بعد دهه هفتاد و بعدش هم تا حالا!
خيلي دوست دارم بدانم وقتي همه به آويني فحش مي دادند شما چه مي کرديد!
و يا وقتي بين برخي مدعي ها مد شده بود به حسن حسيني اتهام ببندند شما چه نظري داشتيد؟
يادتان است آن عصر 5شنبه بر مزار شهيد آويني , همان ايام که داد و قال خاکستر سبز حاتمي کيا هنوز فروکش نکرده بود , پشت تريبون رفتيد و به بهانه دفاع از آويني حاتمي کيا را نفله کرديد و گفتيد : نمي گوييم که فيلمساز ما رفت بوسني دنبال دختر بازي و....
 
آقاي ده نمکي ما حق داريم به همه کارهاي شما بدبين باشيم و هستيم!
شما که هر هنرمند و روشنفکر متدين و انقلابي را از سال 68 تا همين اواخر نواخته ايد!
شما که در نشريات خود با هنرمندي و ظرافت رهبري را هم مورد هجوم قرار داده ايد .البته مي دانم چرا!  چون او حامي اصلي جريان روشنفکري اصيل حزب اللهي بود که دربرابر جريان نفوذي سياسي-امنيتي کارگزاران (که براي تبديل حزب الله به چيزي شبيه طالبان و خوارج تلاش مي کرد) ايستاده بود و به همين دليل مغضوب آن جريان نفوذي و شما بود و هست.


 کاش حاج حسين اينقدر ساده و صبور نبود و چيزي مي گفت...
...


نوشته شده توسط : عماد مهاجر

نظرات ديگران [ نظر]


+ تحليلي بر مناظره هاشمي و قرضاوي

جمعه 27 بهمن 1385 ساعت 7:45 صبح

نه به اين سادگي!


مناظره هاشمي و قرضاوي انجام شد.


فردي ناشناس درباره اين مناظره در پايگاه(( الف)) http://www.alef.ir/content/view/5155/نوشته بود:


((سلام . گفتگو انجام شد . اما آنچنان که انتظار مي‌رفت مفيد فايده نبود . وقتش کم بود و حرفهاي تکراري در اين يک ساعت 5 دقيقه کم زياد گفته شد .

قرضاوي اصلا منافس سياسي هاشمي نيست و يک شخصيت عمدتا مذهبي است ... و عين يک نوار يک سري اتهامات بي اساس را تکرار مي‌کرد که همه اهل سنت هم مشغول تکرار آن هستند بدون اينکه دليلي بر آن وجود داشته باشد .

هاشمي چندان در موضوع عراق تبحر نداشت . در جواب اتهامات قرضاوي در اين مناظره اشاره‌اي به روزانه بطور متوسط 50 شهيد شيعه نشد ... و اتهام به شيعه بسته شد که اهل سنت را از خانه‌هاي خود هجرت مي‌دهد و اهل سنت را مي‌کشد ( کاري که صدام در طول 30 سال با شيعه و سني کرد و ساختار جمعيتي شهرها را تغيير داد ، و باز هم هاشمي به اين مهم اشاره اي نکرد ) . چندين بار از آقاي هاشمي خواسته شد که چرا علماي شيعه فتوا نمي‌دهند که کشتن اهل سنت حرام است . اما آقاي هاشمي در حالي که همين دو سه روز پيش آيت الله سيستاني بيانيه‌اي در دفاع از اهل سنت و برائت آنان از اعمال تروريستي سامرا ابلاغ کرده بود ، هيچگونه اشاره اي بدان نکرد و گوئي که از آن اطلاع نداشت ... تنها اشاره اي عمومي به علماي ايران کرد .

به شيعه تهمت زده شد که چرا حکم جهاد عليه اشغالگران نمي‌دهد ، آقاي هاشمي نيز پاسخ داد که همه ما مي‌گوئيم که اشغالگر بايد برود . اما مي‌توانست بطور مشخصي ذکر کند که مرجعيت عراق نيز بطور مشخص در تمام اطلاعيه‌هاي خود خروج اشغالگران را خواستار شده و هيچ نماينده اي از اشغالگران را به حضور نپذيرفته است . باز هم مي‌گذاريم به حساب عدم در صحنه بودن آقاي هاشمي در مورد موضوع عراق ( به نظر من البته ) .

چيزي که آقاي هاشمي به نظرم متوجه نشد ، تکرار بيش از حد سلطه ايران بر عراق بود ،‌اين لولوخورخوره‌اي است که بسياري از سني‌ها را با آن مي‌ترسانند ... و آقاي هاشمي با سکوت خود و صرفا صحبت کردن در مورد مرجعيت ايران تا حدودي آن را تاييد کرد ...

در نتيجه وقت مناظره کم بود ... اما مناظره کاملا مؤدبانه و متمدنانه‌اي از سوي دو نماينده دو طرف بود ... اين مناظرات بايد خيلي بيشتر باشد . ما نبايد منتظر باشيم که الجزيره چنين مناظراتي را برقرار کند و سياست عمومي الجزيره با اين آرامش و متانت نمي‌خواند . بنده از ابتدا افسوس خوردم چرا العالم اين گفتگو را برقرار نکرده است ... مسئولين کشور ما بايد دائم از العالم که شبکه خودمان است بخواهند اين مناظرات را انجام دهند و موضوع را براي مسلمانان روشن کنند . چون نهضت پردازش و گسترش دروغ ، به طرز فجيعي در خاورميانه بر ضد ايران در حال پيشرفت است و اگر نجنبيم حمايت مردمي منطقه را از دست مي‌دهيم . ))


اين دوست ناشناس که از برخي غفلت هاي آقاي هاشمي در مناظره با قرضاوي گله داشتند ،همه آنهارا به حساب در صحنه عراق نبودن ايشان گذاشتند که تحليل خوبي است اما در باره آقاي  هاشمي پذيرفتني نيست.
کساني که ايشان را مي شناسند و رفتارهاي سياسي-مذهبي-اجتماعي او را دنبال مي کنند مي دانند که چنان نيست!
آنچه مسلم است هاشمي در پي ابراز وجود و اثبات شخصيت فراجناحي ، فرامذهبي،فراکشوري و فرا منطقه اي خود است و اگر به فتاواي علماي شيعه اشاره نمي کند به همين دليل است .
بنده مخالف بازکردن اين ماجرا بيش از اين هستم (قبلا در يادداشتهاي ديگر گفته ام 
)اما درباره اين مناظره بايد به يک نکته ،سربسته اشاره کنم و بگذرم:
هر چهار امام فقهي برادران اهل سنت (علاوه بر آنکه با خلفاي زمان خود مشکل داشتند) نوعا  با احترام به يکي از علويون ،  اَعمال سياسي و رهبري اجتماعي او را پذيرفته اند و جالب اين که علويون مذکور و قيام و قيادتشان از جريانات انحرافي شيعه و علويون به شمار مي روند.(انحرافي نسبت به خط اصلي امامان معصوم که بعضاً زحمات امامان را بي نتيجه مي گذاشتند!)
فاعتبروا !


نوشته شده توسط : عماد مهاجر

نظرات ديگران [ نظر]


+ پيچيده است اما نه خيلي!

پنجشنبه 26 بهمن 1385 ساعت 3:23 عصر
مشکل همين است! درک و تحليل واقعيت!
البته اين نيازمند فهم و ايمان عميق ولايي و البته تحليل تاريخي است. تاريخ خودمان، مشروطه و تايخ صدر اسلام تا غيبت و بعد از آن.
راستش ما هم شلمچه مي خوانديم ، جبهه و صبح و صبح دوکوهه! و با همين خواندن ها و با همان تجربه هاي تاريخي و البته با معيار و ميزان اصلي يعني کلام و تحليل رهبر، حقيقت را بهتر شناختيم.
خدمتي که ده نمکي و امثال او به هاشمي و کارگزارانش کردند، هيچ کس نکرد. و اگر نبود آنکه حاج حسين و  حاج منصور (با تدبير رهبر) حرکت جريان حزب الله را به عهده گرفتند، نقشه سياسي امنيتي کارگزاران هاشمي ، امروز طالبان و خوارجي که در روزنامه هايشان نوشتند را با انگشت نشان مي دادند و به همين عنوان دروغين همه ما و البته پيش از همه مريدان رهبري را به تيغ مي سپردند . بعد هم همان کساني که يک بار هم به حرف و تحليل رهبري توجه نکردند و هميشه شعار خودشان را هوار زدند را به عنوان  انسان هاي معقول و قابل گفت و گو مطرح ميکردند.
خيلي پيچيده نيست .
به زودي کل آن را خواهم نوشت .
درود خدا به روح شهيد آويني و مرحوم حسيني........

نوشته شده توسط : عماد مهاجر

نظرات ديگران [ نظر]


+ فوائد يک غرور بي پايان

پنجشنبه 26 بهمن 1385 ساعت 1:43 صبح

http://www.alef.ir/content/view/5034/


واقعيت اين است که براي رويارويي با فزون خواهان مستکبر غربي نيازمند انسان مغرور و خوش کلامي بوديم که من ( با همه انتقاداتي که به آقاي لاريجاني دارم و در انتخابات هم ايشان را انتخاب نکرده و در شرايط مشابه هم ، انتخاب نخواهم کرد) از بن دندان معتقدم که مناسب ترين گزينه موجود در رجال سياسي ما ايشان است : مغرورترين عنصر سياسي فرهنگي کشور! و چه خوب است از اين غرور سرشار و بي پايان در برابر غربي ها بهره ببريم. من از اين جهت بسيار خوشحالم که ايشان مسوول پرونده هسته ايست و درهمين زمينه هم ايشان را جداً دعا مي کنم.


نوشته شده توسط : عماد مهاجر

نظرات ديگران [ نظر]


+ در ادامه

پنجشنبه 26 بهمن 1385 ساعت 1:40 صبح

در پاسخ به فردي که گفته بود:


اقاي مهاجر از کجا معلوم همه حرفهاي فاطمه رجبي درست نباشد ما نبايد تحت تاثير تبليغات مسموم عليه ايشان قرار بگيريم من همه مطالب اين خانم را خواندم و هيچ مطلب نادرستي نديدم.


آنچه بنده و امثال بنده درباره آقاي هاشمي مي دانيم بسيار بيشتر و دقيقتر از آن چيزي است که خانم رجبي مي گويد اما اکنون وقت پرداختن به آنها نيست.
اولا بايد براي خود و خانواده و دوستان خود مطرح کنيم تا بدانند و حواسشان جمع باشد و
ثانيا نبايد در علن و بي پرده آن را هوار هوار کنيم چون الان وقت آن نيست و اين کار فقط به ضرر جريان اصولگرا و به کام جريان کذايي خواهد بود.امروز روز مبارزه بادشمن اصلي است و با همگان تا جايي که علناً در کنار دشمن اصلي نايستاده اند، بايد مدارا کرد (علناً).اين همان چيزي است که خانم رجبي از درک آن عاجز است( اگر نگوييم که مي فهمد و به عمد براي طرف مقابل فضاسازي مي کند).


نوشته شده توسط : عماد مهاجر

نظرات ديگران [ نظر]


+ مصائب هاشمي

پنجشنبه 26 بهمن 1385 ساعت 1:30 صبح

http://www.alef.ir/content/view/4962/


راستي که امام از دست هاشمي  و دخالت ها و دروغهايش چه ها کشيد و امروز آقا چه مي بيند و چه صبري مي کند! ما - برخلاف خانم فاطمه رجبي که نه فهم انقلابي دارند و نه صبر و شعور شيعي- حساب کار هاشمي را (عين ياران و مزدوران و حتي طرفداران بي جيره مواجبش) به زمان موعود موکول مي کنيم و  پشت سر امام و رهبر ،صبر انقلابي خود را پي ميگيريم و با دشمن اصلي مبارزه مي کنيم!


نوشته شده توسط : عماد مهاجر

نظرات ديگران [ نظر]


+ فيلم ده نمکي

پنجشنبه 26 بهمن 1385 ساعت 1:28 صبح

http://www.alef.ir/content/view/5054/


1.شکي نيست که آقاي ده نمکي هنرمند است .


2.شکي نيست که نگاه خطي و غير پيچيده به رفتارهاي ده نمکي از آغاز دوران سازندگي تا کنون ، عين بي هنري و ساده لوحي است.


3. شکي نيست که او طراح و مشوق و مدير بسياري از خشونت هاست که ناجوانمردانه به عنوان حزب اللهي انجام شد و ظاهر بينانه به نام حسين الله کرم بيچاره  نوشته شد.اي کاش الله کرم اينقدر ساده نبود و اي کاش اينقدر سکوت نمي کرد.


4.شکي نيست که ده نمکي بسياري از نوجوانان را به خشونت هر چه بيشتر به عنوان انجام وظيفه تشويق مي کرد . هستند کساني که به ياد مي آورند در ماجراي ميدان ولي عصر (عج)  ده نمکي با چه وعده اي به دنبال کسي مي گشت که  گالن بنزين را به سينما ببرد و به آتش بکشد!


5.شکي نيست که بسياري از کودکان سالهاي دهه هفتاد که خشونت بي منطق و غير شرعي را به نام دين و ارزش ها نسبت به خانواده خود مي ديدند بايد ده نمکي و يارانش را به خاطر بياورند و امروز موضع نوجواني خود برضد انقلابيها را مديون او هستند.


6.شکي نيست که ده نمکي هيچ اعتقادي به رهبري فعلي ندارد و نيش و کنايات او در سخنان و نواشتارهاي نشرياتش نسبت به رهبري دقيق و حساب شده است.


 


7 .شکي نيست که ده نمکي در دوران به اصطلاح اصلاحات به نام حزب اللهي گري جاده صاف کن عمليات رواني اصلاح طلبان داخل و رسانه هاي معاند بيگانه عليه حزب الله بود.


8.شکي نيست که هدف فيلم مثلا مستند و البته زيرکانه فقر و فحشا ، متهم کردن جوانان ايراني به فساد،نااميدکردن متدينين ،برهم زدن مرز شرع و فحشا و در آميختن صيغه شرعي با عنوان زنا بود. (اهل تاريخ مي دانند چه کسي و چه جرياني اول بار متعه را حرام کرد و چه هدفي داشت.)


9 . شکي نيست که هدف او از ساخت اخراجي ها ...


باز هم توضيح دهم!


تخريب چهره متدينين و مذهبي ها و انقلابيها و رزمندگان و ايثارگران با هر وسيله بايد دنبال مي شد که يک فيلم هنرمندانه کم داشت!


ما باز هم مدارا مي کنيم .


هزار چهارصد سال است که با امثال او مدارا کرده ايم تا بتوانيم با دشمن اصلي بجنگيم .


حواله کار او و امثال او به دوران ديگري در کنار همقطاران تاريخي اش است و اين يک عهد علوي-نبوي است.


والسلام


 


 


   


نوشته شده توسط : عماد مهاجر

نظرات ديگران [ نظر]


+ جمع پراکنده!

چهارشنبه 25 بهمن 1385 ساعت 5:39 عصر
اين وبلاگ تابلوي نوشته هاي پراکنده ايست که در جاهاي مختلف نوشته ام و ترجيح دادم يکجا به نمايش درآيند.

نوشته شده توسط : عماد مهاجر

نظرات ديگران [ نظر]



ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ

[11/12/1385- 7:26 ع] مهلاً !!
[11/12/1385- 2:15 ص] پز عالي!
[8/12/1385- 10:42 ع] داد دادگستري را که از اين بيدادگران ستاند؟
[8/12/1385- 2:3 ع] غيرت استقلالي، استعفاي قضايي!
[6/12/1385- 7:59 ع] بار کج ، بازتاب کج!
[5/12/1385- 9:41 ع] گيج و مات ، مثل حسين درخشان !
[28/11/1385- 5:7 ع] خوارج و طالبان، پوستين وارونه
[28/11/1385- 1:10 ص] شما ده نمکي هستيد!
[27/11/1385- 7:45 ص] تحليلي بر مناظره هاشمي و قرضاوي
[26/11/1385- 3:23 ع] پيچيده است اما نه خيلي!
[26/11/1385- 1:43 ص] فوائد يک غرور بي پايان
[26/11/1385- 1:40 ص] در ادامه
[26/11/1385- 1:30 ص] مصائب هاشمي
[26/11/1385- 1:28 ص] فيلم ده نمکي
[25/11/1385- 5:39 ع] جمع پراکنده!